چرا آمار؟
پیش از ورود به بدنهی اصلی گزارش خوب است به یک سؤال پاسخ دهیم و آن این که «چرا مدرسهای با موضوع آمار و کاربردهای آن؟». حقیقت آن است که دانش آمار پیوند گسترده و روز افزونی با سایر حوزههای علوم و فنآوری دارد؛ به نحوی که حیطههای متعددی ناگزیر از به کارگیری مفاهیم و روشهای آماری در مسیر توسعهی خود هستند و این یعنی وجود نیاز اساسی به افرادی که در علم آمار متخصص باشند. از طرف دیگر، آشنایی مقدماتی و درست با آمار را میتوان یکی از نیازهای زندگی روزمره در جامعهی امروزی دانست. شئون متفاوتی از زندگی عادی افراد تحت تأثیر پرسشهایی هستند که بدون این آشنایی ابزاری برای پاسخگویی به آنها در دست نخواهد بود: «نظرسنجیها چه نسبتی با واقعیت جاری در کل جامعه دارند؟ یک نمونهی واقعی از جامعه چگونه نمونهای است؟ اختلاف میان نتایج عددی متفاوت تا چه حد معنیدار است؟ به طور متوسط یعنی چه؟ آیا آمار میتواند ما را بفریبد؟!». و ضلع سوم این مثلث انگیزهبخش آن است که علاوهبر مهجور بودن همیشگی آمار ریاضی در بین شاخههای دانشگاهی، متأسفانه با توجه به مشاهدات گروههای علمی و اجرایی شبکهی مدرسه، به نظر میرسد آنچه در کلاسهای درس «آمار و مدلسازی» در دبیرستانها میگذرد، تصویری نادرست از آمار در ذهن دانشآموزان ایجاد میکند که نه تنها جذابیتهای این شاخه را پوشیده نگه میدارد بلکه آن را فاقد ارزش علمی و عملی نشان میدهد. در واقع، موضوع آمار به امید اصلاح نسبی این تصویر نادرست و در نتیجه حرکت به سوی برآوردن دو نیاز ابتدایی انتخاب شد. و البته میزان تحقق این هدف پس از اتمام دوره، حرف دیگری است!